♥♥ my love was you ♥♥
حیف لحظه های خوبی که برای تو گذاشتم حیف غصه ای که خوردم چون ازت خبر نداشتم حیف اون روزا که کلی ناز چشماتو کشیدم حیف شوقی که تو گفتی داری اما من ندیدم حیف حرفای قشنگی که برای تو نوشتم حیف رویام که واسه تو از قشنگیاش گذشتم حیف شبها که نشستم با خیالت زیر مهتاب حیف وقتی که تلف شد واسه دیدن تو تو خواب حیف باوفایی من حیف عشق و اعتمادم حیف اون دسته گلی که توی پاییز به تو دادم حیف فرصت های نقرم حیف عمرم و دقیقم حیف هر چی به تو گفتم راس راسی حیف سلیقم حیف اشکایی که ریختم واسه تو دم سپیده حیف احساس طلاییم حیف این عشق و عقیده حیف شادیم توی روزی که میگن تولدت بود حیف عاشقیم که گفتی اولش کار خودت بود حیف جمعه های دلگیر حیف شنبه های رنگی حیف فکرایی که کردم واسه جستن بهونه حیف عشقی که کسی نیس حالا قدرشو بدونه حیف اون همه قسم ها که به اسم تو نخوردم حیف نازی که کشیدم چون که طاقت نیاوردم حیف اون کسی که دائم عاشقم بود توی رویا حیف که تو از راه رسیدی اون ودادمش به دریا حیف چیزی که ندارم حیف ذوقی که نکردی حیف گرمیای دستم که سپردمش به سردی حیف قلبم که یه روزی دادمش دستت امانت حیف اعتماد اون روز حیف واژه ی خیانت حیف اون همه دعاهام واسه ی تو شب یلدا حیف اون چیزی که گم شد دیگه ام نمیشه پیدا حیف اون شبی که گفتم پیش تو کمه ستاره حیف اون حرفا که گفتی گفتم اشکالی نداره حیف چشمایی که گفتم به تو با لبای خندون حیف ارزوی دیدار با تو بودن زیر بارون حیف هر چی که سپردم حیف هرچی که نبودی حیف تکلیفم بیا و روشنش کن تو به زودی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ این اخرشه .اخر یه عشق پوچ و واهی که زندگیمو به اتیش کشید . مدت ها دنبال کد این اهنگ بودم .اهنگی که یه زمانی واسه ی من شروع یک عشق بود . دیگه نیازی ندارم که اینجا بمونم .یه زمانی جالب بود اما الان به نظرم خیلی مسخره وبچه گونس . برای اخرین بار میخوام یه چیزی بهتون بگم .درسته هر کسی باید خودش تجربه بدست بیاره اما به شرطی که به قیمتش بیرزه .هیچ وقت عاشق نشین هیچ وقت .میگن مرز میان عشق وهوس مثل یک تار مو هست اما به نظر من مرز بین عشق و ترسه که خیلی کمه . دیگه عاشق واقعی تو دنیا پیدا نمیشه .عشق تواین زمونه معنی نداره .اگه بخوام دریک کلمه بگم عشق یعنی کثیف ترین چیز دنیا .اره کثیفه .میدونید چرا ؟چون وقتی عاشق باشی حاضری به خاطر عشقت هر کاری بکنی هر کاری .همه چیتو بدی .حتی جسم وتنت ...از هرچی عشقه متنفرم . خداحافظی نمیکنم چون خیلی ازین کلمه بدم میاد لاقل واسه ی یه مدت .بهتره به خودمون فرصت فکر کردن بدیم .راجع به همچی . از همه ی دوستان و ابجیا گلم که تواین مدت تحملم کردن واقعا ممنون .من دیگه چیزی ندارم که بخوام به خاطرش اینجا باشم .بیشتر دوستام رفتن .کسایی که یه زمانی باهاشون بهترین خاطره هارو داشتم . هیچ وقت فراموشتون نمیکنم .مواظب خودتون باشین ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نشد یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه اگه میدونستم یه روز ی خدا ترو ازم میگیره هیچ وقت ارزو نمیکردم که الهی نباشی .منو ببخش بهترینم باز دلم هوا تو کرده به ياد روزهايي که ديگه بر نمي گرده به ياد نفس هــاي آخر تو که شب و روز منو غمناک کرده به ياد خنده هاي شيرين تو که منو محو تو کرده به ياد عـشق تــو به من که پيوند منو تو رو با هم جور ديگه کرده به ياد روزهاي خوش با تو بودن که حالا منو از زندگي سـير کرده بــه ياد بـي مهري هايي که دل من در حق تو کرده بــه ياد کارها و حـرفهايـي که مي خواسته و نکـرده خداوندا نمی دانم ~ دیگر ملالی نیست جز نداشتنت ٬نخواستنت٬راندنت٬باختنت٬رفتنت٬نماندنت٬ با او و هزاران اوی دیگر بودنت٬بدون مکث پاسخ منفی دادنت.و عشقی نیست٬ جز عشق به چشمان ناز تا ابد روشنت. این را برایت نوشته بودم. باز هم مینویسم: « هر ستاره شبی است که از تو دورم٬آسمان چه پر ستاره است.» بچه ها حلالم کنین خيلي سخته كه دلي روبا نگات دزديده باشي وسط راه اما ازعشق،يه كمي ترسيده باشي خيلي سخته كه بدونه واسه چيزي نگراني ازخودت مي پرسي يعني،ميشه اون بره زماني؟ خيلي سخته توي پاييزباغريبي آشنا شي اما وقتي كه بهار شد يه جوري ازش جداشي خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه بعد به اون بگي كه چشمات نمي خواد اونو ببينه خيلي سخته كه ببيني كسي عاشقيش دروغه چقدر از گريه اون شب،چشم تو سرش شلوغه خيلي سخته واسه اون بشكنه يه روز غرورت اون نخواد ولي بمونه هميشه سنگ صبورت خيلي سخته بودن تو واسه اون بشه عادت خيلي سخته كه دل تو نكنه قصد تلافي تا كه بين دوپرستو نباشه هيچ اختلافي خيلي سخته اونكه ديروز واسش يه رويا بودياز يادش رفته كه واسش تو تموم دنيا بودي خيلي سخته بري يكشب واسه چيدن ستاره ولي تا رسيدي اونجا ببيني روزشد دوباره خيلي سخته كه من وتو هميشه باهم بمونيم انقدعاشق كه ندونن ديوونه كدوممونيم
من باشمو اون باشه و یک شب مهتابی باشه
نشد یه جا بمونه و آخر بشه مال خودم
حتی یه بار یادش نموند ماه و روز تولدم
با همه التماس من نشد دیگه نره سفر
شعرام به جز اون روی هر دیونه ای گذاشت اثر
نشد برم بغل بغل واسش شقایق بچینم
نه اینکه من نخوام برم نذاشت گلهارو ببینم
نشد همه دعا کنن همیشه اون باشه پیشم
یکی می گفت که خواب دیده اون گفته عاشقش می شم
اما نشد
اما نشد قسمت ما
یه لحظه ی روشن و خوش پیغام واسش فرستادم
بیا بازم منو بکش
نشد بازم نشکنه این چینی شکستنی
هیچ جای دنیا ندیدم
هیچ جای دنیا ندیدم عجب چشمهای روشنی
باور نکرد یه موژشو به صد تا دریا نمیدم
یه تار مو خواستم نداد گفت به تو دنیا نمیدم
راست میگه هرچی اون بگهمن کجا و دیونگی
چه جور به حرفش گوش کنم اون گفت بچسب به زندگی
خلاصه که آخر نشد ما گل سرخ و بو کنیم
اون گفت برو که بتونیم خوب حفظ آبرو کنیم
نشد یه بارم برسم به آرزو های محال
یه خاطره مونده برام با یه سبد میوه ی کال
نشد منم واسه یه بار به آرزو هام برسم
گذشته کار از کارمون دیر شده به خدا قسم
نشد به موقع این کویر ابری شه بارون بگیره
نشد خودش آیینه که هست بیادو شمع دون بگیره
نشد بپاشم زیر پاش عطر گل محمدی
نشد بهم جواب بده حتی بهم بگه بدی
نشد دوستت دارم بگه به من که نه به دیگری
نشد یه بارم رد نشه از روی شعر ها سر سری
نشد یه کاری بکنه که بدونم دوستم داره
آتیش گرفتمو یه بار نگام نکرد بگه آره
نشد یه بار حرف بزنه نزاره پای سرنوشت
نشد یه شب نگم خدا الهی که بره بهشت
نشد شبی یه بار واسش یه فال حافظ نگیرم
نشد تو رویا هام براش روزی هزار بار نمیرم
نشد برم
نشد نره
نشد بخواد
نشد بیاد
نشد ولی
شاید بشه
واسم دعا کنید زیاد
از شما پنهون نکنم یه حرفایی بهم زده
گفته همین روزا میاد
اما هنوز نیومده
قصه داره تموم میشه مثل تموم قصه ها
فقط واسم دعا کنید
اول خدا دوم شما
قصه داره تموم میشه مثل تموم قصه ها
فقط واسم دعا کنید
اول خدا بعدم شما
در این دنیای وانفسا
كدامین تكیه گه را تكیه گاه خویشتن سازم
نمیدانم
نمی دانم خداوندا.
در این وادی كه عالم سر خوش است و دلخوش است و جای خوش دارد.
كدامین حالت و حال و دل عالم نصیب خویشتن سازم
نمی دانم خداوندا
به جان لاله های پاك و والایت نمی دانم
دگر سیرم خداوندا.
دگر گیجم خداوندا
خداوندا تو راهم ده.
پناهم ده .
امیدم خداوندا .
كه دیگر نا امیدم من و میدانم كه نومیدی ز درگاهت گناهی بس ستمبار است و لیكن من نمیدانم
دگر پایان پایانم.
همیشه بغض پنهانی گلویم را حسابی در نظر دارد و می دانم كه آخر بغض پنهانم مرا بی جان و تن سازد.
چرا پنهان كنم در دل؟
چرا با كس نمی گویم؟
چرا با من نمی گویند یاران رمز رهگشایی را؟
همه یاران به فكر خویش و در خویشند. گهی پشت و گهی پیشند
ولی در انزوای این دل تنها . چرا یاری ندارم من . كه دردم را فرو ریزد
دگر هنگامه ی تركیدن این درد پنهان است
خداوندا نمی دانم
نمی دانم
و نتوانم به كــس گویم
فقط می سوزم و می سازم و با درد پنهانی بسی من خون دل دارم. دلی بی آب و گل دارم
به پو چی ها رسیدم من
به بی دردی رسیدم من
به این دوران نامردی رسیدم من
نمیدانم
نمی گویم
نمی جویم نمی پرسم
نمی گویند
نمی جوند
جوابی را نمی دانم
سوالی را نمی پرسند و از غمها نمی گویند
چرا من غرق در هیچم؟
چرا بیگانه از خویشم؟
خداوندا رهایی ده
كللام آشنایی ده
خدایا آشنایم ده
خداوندا پناهم ده
امیدم ده
خدایا یا بتركان این غم دل را
و یا در هم شكن این سد راهم را
كه دیگر خسته از خویشم
كه دیگر بی پس و پیشم
فقط از ترس تنهایی
هر از گاهی چو درویشم
و صوتی زیر لب دارم
وبا خود می كنم نجوای پنهانی
كه شاید گیرم آرامش
ولی آن هم علاجی نیست
و درمانم فقط درمان بی دردیست
و آن هم دست پاك ذات پاكت را نیازی جاودانش هست 
~
~
~
~
~
~
~
~
~
~
~
~
~
ديگه بوسيدن دستات واسه اون بشه عبادت
| Design By : Night Skin |


